شناسهٔ خبر: 47190 - سرویس کتاب و نشر
نسخه قابل چاپ

نقد نشانه‎شناختی و جامعه‎شناختی کتاب لک‎لکی در کار نیست(۱)؛

لک‎لکش دانی که چیست؟

خانواده آیا کتاب لک‌لکی در کار نیست، مفاهیم یک‌سانی را در ذهن کودک ایرانی و کودک آمریکایی ایجاد می‎کند؟ نشانه‎های این کتاب چگونه ارتباطی را با ذهن کودک ایرانی ایجاد می‎کند؟ در ذهن کودک آمریکایی چگونه؟ برای پاسخ به این سؤال باید نشانه‎ها را بررسی کنیم. با توجه به اینکه کتاب آموزشی است بنابراین، از دیدگاه هرمنوتیکی، نیت مؤلف در متن ارجح است و فهم از متن باید مؤلف‎‌محور باشد؛ به‌عبارت‌دیگر، نویسنده و طراح شکل‎های کتاب، برای کودکان ایرانی کتاب را به‌صورتی دیگر می‎نوشتند.  

فرهنگ امروز/ سید مجید صابری فتحی:

عارف مرغان است لک‎لک، لک‎لکش دانی که چیست؟

مولوی

۱-مقدمه

کتاب لک‌لکی در کار نیست، به زبان انگلیسی توسط روبی هریس در آمریکا چاپ شده است؛ این کتاب توسط یک نفر ترجمه و به‌صورت فایل ‎pdf در اینترنت و بدون مجوز وزارت ارشاد توزیع شده است. مطالعۀ این کتاب توسط بعضی از رسانه‎ها و سایت‎های خارج از کشور و همچنین توسط برخی از روان‌شناسان داخلی توصیه شده است. هدف این کتاب همان‎گونه که در روی جلد (شکل ۲) آن مشخص است، آموزش جنسی برای سنین ۴ سال به بالاست. این کتاب به شرح اینکه دختر و پسر از لحاظ بدن و اندام جنسی چه تفاوتی با هم دارند، توضیح روابط بین زوجین در تولیدمثل، وجود والدین همجنس‎گرا و غیره می‎پردازد.

 در نقد این کتاب به دنبال پاسخ به این سؤال هستیم: «آیا ترجمه کردن و نشر آن در ایران می‎تواند مفید باشد یا نه؟» این نقد، نقد محتوای کتاب نیست، هرچند که محتوای آن هم قابل نقد است، بحث ما بیشتر تأثیر نشر آن در جامعه و بررسی جامعه‎شناختی و نشانه‎شناختی آن است؛ بدین معنا که نشانه‎ها و تصاویری که در کتاب وجود دارند آیا متناسب با ذهن ایرانی طراحی شده‎اند؟ آیا این نشانه‎ها همان پیامی را که در ذهن یک فرد آمریکایی (جامعۀ هدف متن اصلی کتاب) ایجاد می‎کنند در ذهن یک ایرانی (جامعۀ هدف ترجمۀ کتاب) نیز ایجاد می‎کنند؟ در مورد نقد جامعه‎شناسی این سؤال را نیز مطرح می‎کنیم: آیا این کتاب متناسب با نیاز جامعۀ ایران است یا نه؟ به‌عبارت‌دیگر، آیا معضلات فرهنگی هر دو جامعۀ آمریکا و ایران در این زمینه یکی است؟ بحث ما ایدئولوژیکی نیست و نمی‎گوییم چه چیزی درست است و چه چیزی غلط است و در نهایت نتیجه‎گیری و پاسخ به این سؤالات با خواننده است.

۲- مدخل

در پاسخ به اینکه چرا باید ترجمۀ این کتاب را نقد کنیم، به نقل‌قولی از مادری ایرانی در یک سایت ارجاع می‎دهیم:

من از ایران آمده‌ام، اما در سوئد زندگی می‌کنم، خیلی زود فهمیدم که نحوۀ برخورد جامعۀ سوئد با آموزش مسائل جنسی به بچه‌ها با فرهنگ ما بسیار متفاوت است. دخترم در مهدکودک فهمید که اندام جنسی پسرها با اندام جنسی او فرق دارد، اسم اندام جنسی را یاد گرفت و به فیلم کوتاهی که شبکۀ تلویزیون کودکان سوئد برای آموزش اندام‌های جنسی به کودکان ساخته بود، علاقه‌مند شد. در مهدکودک با آن‌ها دربارۀ حفظ حریم خصوصی بدن هم آموزش دادند. او از من سؤال‌های تازه‌ای دربارۀ اینکه بچه‌ها از کجا می‌آیند، می‌پرسد؛ برایش جنبۀ جنسی اهمیت زیادی ندارد، اما کنجکاو است که بداند بچه، چطور به کیسه‌ای که داخل بدن مادر است منتقل می‌شود.[۱]

سخن این مادر ایرانی در اصل به تفاوت بین دو فرهنگ ایرانی و غربی اشاره دارد که او آن را به تجربه دریافته است. قبل از شروع بحث لازم است در مورد منظورمان از دو واژه که در این متن به کار خواهیم برد توضیح مختصری ارائه دهیم.

 ۲-۱ فرهنگ

لوی استروس در مورد تعریف فرهنگ از منظر انسان‎شناسی عنوان می‎کند که تفاوت انسان با طبیعت در فرهنگ است؛ ‎به‌عنوان‎ مثال، اگر انسانی تشنه باشد و به چشمۀ آبی برسد چگونه آب می‎خورد (آب را در دست می‎گیرد و نزدیک دهان می‎آورد)، درحالی‌که یک حیوان پوز خود را در آب فرو می‎برد. تایلر فرهنگ را مجموعه‎ای از دانش‎ها، باورها، هنر، اخلاقیات، قوانین، آداب‌ورسوم و تمام توانایی‎هایی است که انسان ‎به‌عنوان‎ عضوی از جامعه به دست آورده است، تعریف می‎کند. در تعریف مردم‎شناسی فرهنگ ارزش‎گذاری نمی‎شود، برخلاف فرهنگ والا. در این بحث منظور ما از فرهنگ، فرهنگ در مفهوم انسان‎شناسی و بدون ارزش‎گذاری است.

۲-۲ معضل اجتماعی

معمولاً یک‌سری سوءرفتارها هرروزه در جامعه مشاهده می‎شود، مانند تخلفات رانندگی که برخی از رانندگان انجام می‎دهند و یک‌سری از هنجارها را می‎شکنند؛ این‎گونه افراد هنجارشکن معمولاً در جامعه در اقلیت هستند، هرچند آن‎ها می‎توانند ‎به‌عنوان‎ محرکی برای هنجارشکنی دیگران باشند؛ اگر تعداد این افراد خیلی کم باشد انگیزۀ هنجارشکنی را به دیگران نمی‎دهند، ولی اگر تعداد آن‎ها به قدر قابل توجهی برسد، آن‎گاه معضل اجتماعی به وجود می‎آید، چون آهنگ هنجارشکنی‎ها زیاد می‎شود و انگیزۀ کافی به دیگران برای هنجارشکنی می‎دهند. بنابراین، معضل اجتماعی به این معنا نیست که همۀ افراد جامعه عملی نابهنجار را انجام می‎دهند، معضل اجتماعی وقتی به وجود می‎آید که مشکل اجتماعی دیده شود (به چشم آید)؛ ‎به‌عنوان‎ مثال، وقتی فرهنگ رانندگی یک معضل است، این‎گونه نیست که ۸۰ درصد مردم بد رانندگی کنند، معضل را ۲۰ درصد افرادی که بد رانندگی می‎کنند به وجود می‎آورند؛ بدین معنا که به طور شانسی از هر ۵ نفر یک نفر قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت نمی‎کند؛ بنابراین، در رانندگی کردن، هر فردی ممکن است در اجتماع مورد تعدی و آزار توسط متخلفین به طور روزانه قرار گیرد. معمولاً اگر میزان یک ناهنجاری زیر ۱۰ درصد باشد معضل اجتماعی به‌حساب نمی‎آید، اما برای مقادیر بالای ۱۰ درصد، معضل اجتماعی محسوب می‎شود و قابل توجه است.

۳- نقد نشانه‎شناسی

در بحث نشانه‎شناسی، رولان بارت اثری به نام زبان تصویر[۲] دارد، او در بخشی از این اثر آگهی تبلیغاتی نوعی ماکارونی را در فرانسه که محصول کارخانۀ پانزانی[۳] (شرکتی ایتالیایی که در زمینۀ تولید مواد غذایی فعالیت می‎کند) را مورد بررسی و تفسیر نشانه‎‎شناسی قرار می‎دهد (شکل ۱). بارت پیام‎ها را به ۳ دستۀ پیام‎های تصویری عینی، تصویری ضمنی و زبانی تقسیم می‎کند. پیام زبانی در شکل ۱ عبارتی است که در پایین تصویر نوشته شده است، خط بالا: «ماکارونی، سس و پارمازان[۴]»، خط پایین: «لوکس ایتالیایی». این تصویر علاوه بر پیام زبانی یک پیام عینی هم دارد که تصویری از گوجه فرنگی، پیاز و سیب‌زمینی است، این‎ها (گوجه‌فرنگی و غیره) نمادهای ایتالیایی است و فرانسوی نیست؛ در فرانسه عادت به تازه‎خوری محصولات کم است. پیام‎های عینی سریع درک می‎شوند، مثل گوجه یا سیب‌زمینی این‎ها یعنی طبیعت، اما پیام‎های ضمنی و نهفته با برداشت‎های فرهنگی گرفته می‎شوند.

 بارت می‎گوید این تصویر برای یک فرانسوی و در فرهنگ او زیاد شناخته‌شده نیست، اما تمام پیام‌های ضمنی این تصویر یک فرانسوی را به «ایتالیایی‌بودگی» می‎رساند نه به «ایتالیا». پیام عینی در تبلیغات بیشتر برای کودکان است، چون کودک از چهارسالگی می‎تواند درک درستی از تصاویر داشته باشد. پیام عینی، تصویر صحیح و ادراکی به ما می‎دهد، درصورتی‌که پیام ضمنی، پیامی رمزدار و فرهنگی است. از نظر بارت در پیام‎های ضمنی تمیز دادن پیام‎های ادراکی از پیام‎های فرهنگی دریافت‌شده سخت است، زیرا درک ما بر مبنای فرهنگ پیش‎زمینۀ ما است. ازاین‎رو، رولان بارت نتیجه می‎گیرد که معنا زیاد مطرح نیست، بلکه نشانه‎ای که آن معنا را القا می‌کند مهم است. همان‎طور که ذکر شد در این تصویر پیام ضمنی «ایتالیایی‌بودگی» است؛[۵] «ایتالیایی‌بودگی» به معنی «ساخت ایتالیا» نیست، «ایتالیایی‌بودگی» یعنی جوهر و عصارۀ تمام چیزهایی که ساخت ایتالیا است که این تصویر به یک فرانسوی القا می‎کند، از اسپاگتی گرفته تا نقاشی تا ماشین لامبورگنی و چیزهایی که در «فرهنگ ایتالیا» است.

حال سؤال ما این است: آیا کتاب لک‌لکی در کار نیست، مفاهیم یک‌سانی را در ذهن کودک ایرانی و کودک آمریکایی ایجاد می‎کند؟ نشانه‎های این کتاب چگونه ارتباطی را با ذهن کودک ایرانی ایجاد می‎کند؟ در ذهن کودک آمریکایی چگونه؟ برای پاسخ به این سؤال باید نشانه‎ها را بررسی کنیم؛ ‎به‌عنوان‎ مثال، چه مقدار تصویر خانوادۀ ایرانی با خانوادۀ تصویرشده در روی جلد کتاب (شکل ۲) همخوانی دارد؟ در ادامه، ۳ نشانه در کتاب که دارای اهمیت بیشتری هستند را در دو فرهنگ بررسی می‎کنیم، این نشانه‎ها عبارتند از: لک‎لک، پرنده و زنبور.

شکل ۱. تبلیغ ماکارونی ایتالیایی «پانزانی» در فرانسه که مورد تفسیر رولان بارت قرار گرفته است؛ او بیان می‌دارد که در این تبلیغ نوعی ایتالیایی‎بودگی دیده می‎شود. برای توضیح بیشتر به متن مراجعه گردد.

۳-۱ لک‎لک

در اسطوره‎ها و باورهای قدیمی اروپایی (به خصوص انگلیسی‌زبانان) لک‎لک مسئول بچه آوردن بوده است؛ در قرن نوزدهم هانس کریستین اندرسون داستانی را بر این مبنا به نام لک‎لک[۶] می‎نویسد و این مفهوم را معروف می‎کند؛ بنابراین، یک کودک چهارسالۀ غربی پس از وضع‌حمل مادرش یا یکی از زنان خانواده خواهد شنید که آن بچه را «لک‎لک آورده است»؛ در ایران آیا این‎گونه گفته می‎شود؟ از واژۀ لک‎لک در زبان عامیانۀ انگلیسی ‎به‌عنوان‎ تحقیر دختران خیلی شهوتی هم استفاده می‎شود، مثلاً از واژۀ لک‎لک برای باردار کردن استفاده می‎شود و می‎گویند «[...] یکی باید این دختر [...] را باردار کند»[۷] و به جای فعل «باردار کردن» از «stork» استفاده می‎کنند؛ در اینجا «stork» در وجه فعلی استفاده شده است و به معنای «لک‎لک آوردن» است و معنای تحت‎الفظی جمله این‎چنین است: «یک نفر باید لک‎لک را برای این دختر [...] بیاورد.»  

در فرهنگ ما لک‎لک نشانۀ چیست؟ در شهرهایی مثل مهاباد، بوکان و ماکو، «لک‎لک» نشانۀ بهار است، چون اولین حیوانی است که با سرد شدن هوا کوچ می‎کند و وقتی برمی‎گردد بهار است، برای همین می‌گویند «حاجی لک‎لک» برگشته، چون فرض شده است که لک‎لک در زمستان رفته مکه و هم‌اکنون برگشته است. در اشعار مولوی لک‎لک به عارف تشبیه شده است:

عارف مرغان است لک‎لک، لک‎لکش دانی که چیست                  الملک لک و الامر لک و الحمد لک یا مستعان 

استعاره‎ای که در اینجا مولانا استفاده کرده است معنای «لک» به عربی است، یعنی «برای توست» که تو در اینجا اشاره به خداوند متعال است. حال آیا می‎توان گفت که مفهوم لک‎لک در ذهن یک ایرانی با آنچه که در ذهن یک اروپایی یا آمریکایی است، یکی است؟

۳-۲ زنبور و پرنده

در کتاب لک‎لکی در کار نیست، راوی داستان، زنبور و پرنده‎ای هستند. در فرهنگ غربی زنبور و پرنده نشانۀ جنس مذکر و مؤنث هستند؛ زنبور چون نیش دارد نشانۀ مرد و پرنده هم نشانۀ زن است و برای توضیح دادن مسائل جنسی به بچه‌ها از این دو نماد استفاده می‎شود. در کشورهای انگلوساکسون (انگلیسی‌زبان)، والدین از دو واژۀ زنبور و پرنده به‌صورت استعاره استفاده می‎کنند؛ ‎به‌عنوان‎ مثال، گفته می‎شود: «فلیپ چون تو به سن چهارده‌سالگی رسیده‎ای من حس می‎کنم که آماده هستی در مورد زنبور و پرنده بدانی»؛ [۸] مقصود گوینده در اینجا آماده بودن فلیپ برای آموختن موضوعات جنسی است. اما در اشعار مولانا زنبور جنبۀ عرفانی و یک حالت دوگانه دارد؛ اگر زنبور از شهد گل‎های باغ معنوی بچشد، شهد و عسل را به بار می‎آورد و اگر دنیاطلبی کند، نیش و زهر را به وجود می‎آورد. زنبور معمولی نماد آدمیان است و زنبور عسل نماد اولیا و انبیا است:

هَم‎سَری با انبیا برداشتند                                                         اولیا را همچو خود می‌پنداشتند ...

این ندانستند ایشان از عَمَی                                        هست فرقی در میان بی‌مُنتها

هر دو گون زنبور خوردند از محل                                              لیک شد زان نیش و زین دیگر عسل

با توجه به اینکه آموخته‎های کودکان برگرفته از خانواده و به طور محدودی اجتماع پیرامونشان است، ازاین‎رو پیام‎هایی که کودک ایرانی به طور صریح با دیدن تصاویر لک‎لک، زنبور و پرنده دریافت می‎کند برگرفته از القائاتی است که به او شده است و مسلماً با آنچه که قصد نویسندۀ کتاب (روبی هریس) است متفاوت خواهد بود؛ با توجه به اینکه کتاب آموزشی است. بنابراین، از دیدگاه هرمنوتیکی، نیت مؤلف در متن ارجح است و فهم از متن باید مؤلف‎‌محور باشد؛ به‌عبارت‌دیگر، نویسنده و طراح شکل‎های کتاب، برای کودکان ایرانی کتاب را به‌صورتی دیگر می‎نوشتند.  

۴-نقد جامعه‎شناختی

در نقد جامعه‎شناختی خواهیم پرسید: آیا این کتاب متناسب با نیاز کودک ایرانی است؟ آیا فرهنگ‎ها و نیازهای دو جامعۀ هدف کتاب و ترجمۀ آن یکی است؟ آیا مترجم برای ترجمۀ کتاب مخاطب‎سنجی انجام داده است؟

با مطالعۀ کتاب لک‎لکی در کار نیست به آسانی می‎توان دریافت که نویسنده این کتاب را بر مبنای یک‌سری معضلات اجتماعی در آمریکا نوشته است، ما پس از بررسی این معضلات به جامعۀ ایران برخواهیم گشت و تصویری از فضای جامعۀ ایران نیز برای مقایسۀ خواننده ارائه خواهیم داد. قبل از شروع بحث جامعه‎شناختی باید به نکات مهمی اشاره شود؛ اول، جامعۀ ایران جامعۀ متکثری است، یعنی هر فردی اگر به اطرافیان خویش بنگرد ممکن است آن را به گونه‎ای خاص تصویر کند، اما در این نقد، نگارنده تصویری کلی از جامعه را در نظر گرفته است نه قشر یا گروه‎ای خاص؛ دوم، افراد در جامعه در طول عمر خود چندین رنگ عوض می‎کنند، به‌عبارت‌دیگر، جهان‎بینی افراد در جوانی، میان‎سالی و پیری تغییر می‎کند؛ سوم، حتی این جهان‎بینی در برخورد با دیگری بسیار تفاوت می‎کند، یعنی بسیاری از امور که بر دیگران مجاز نیست برای خود فرد کاملاً مجاز است، لذا وقتی بحث جامعه‎شناسی ایران مطرح می‎شود باید به این دوگانگی‎ها یا چندگانگی‎ها توجه ویژه شود.        

۴-۱ چندفرهنگ‎گرایی[۹]

برای یک آمریکایی یا اروپایی تصویر روی جلد کتاب یک تصویر گویایی است، چون در این کشورها مهاجر زیاد است؛ لذا در این کشورها افراد با نژادهای گوناگون، رنگین‌پوست، آسیایی، آفریقایی یا آمریکای جنوبی زیاد دیده می‎شوند؛ مثلاً آلمان پس از جنگ دوم جهانی برای نیروی کار و کمبود جنس مذکر پذیرای مهاجران ترک شد، فرانسه بنا به دلایل دیگر پذیرای عرب‎ها و آفریقایی‎ها شد، آمریکا و کانادا هم‎اکنون مهاجرپذیر هستند؛ وجود ساکنان با فرهنگ‎ها و ملیت‎های گوناگون در این کشورها یک معضل است که ترویج چندفرهنگ‎گرایی در راستای کاهش آسیب‎های اجتماعی است، ما این موضوع را در ادامه با مستندات بیشتری بررسی خواهیم کرد.

ترویج چندفرهنگی به معنی ترویج هم‎زیستی فرهنگ‎های متنوع و گوناگون شامل نژاد، دین، گروه‎های فرهنگی، رفتارهای افراد، ارزش‎ها، الگوهای فکری و ارتباطی است؛ بنابراین، طرح روی جلد کتاب لک‎لکی در کار نیست، می‎خواهد چندفرهنگی را تبلیغ کند. برخلاف تصور برخی خوانندگان ایرانی که پیام تصویری روی جلد کتاب را دال بر اینکه این کتاب، «کتابی برای همۀ ملت‎ها است»، برداشت می‎کنند، این کتاب تأکید بر مفهوم چندفرهنگ‎گرایی دارد، زیرا وقتی به نیویورک، پاریس یا لندن برویم این‎گونه خانواده‎ها را هر محله‎ای خواهیم دید؛ مشاهدۀ خانواده‎هایی که بچه‎های آن‎ها یکی سفید، دیگری رنگین‌پوست یا سیاه‌پوست است و هریک از این فرزندان ماحصل ارتباط هریک از والدین با فردی غیر از زوج موجود است، هرچند فراگیر نیست ولی عادی است؛ بنابراین، کتاب به کودک پیام می‎دهد که این نوع خانواده نرمال و معمولی است.

ممکن است گفته شود، پس این تصویر خوب است، چون در نتیجۀ آن برای ما هم یک سنت‎شکنی و تغییر فرهنگ رخ می‎دهد و دارای نکات خوبی است، اینکه نژادهای مختلف هم‎زیستی دارند، حالا که بنا است دهکدۀ جهانی باشد و تضارب آرای جهانی روی دهد، آموزش این مفاهیم و کثرت‎گرایی به کودکان، زندگی‎شان را در جهان آینده راحت‎تر خواهد کرد.

قسمت‎هایی از این گفتار درست است، ولی در قسمت‎هایی اشکال وجود دارد. اگر ما آموزش را چندفرهنگی کنیم که یکدیگر را بهتر تحمل کنیم و ظرفیت‎ها را در آموزش و پرورش افزایش بدهیم خوب و عالی است؛ ولی طرح روی جلد این کتاب ما را به این مقصود نمی‎رساند، چون در جامعۀ ما، این‎گونه خانوادۀ طرح‌شده در کتاب را نداریم؛ ازاین‎رو، به کودک هنجاری را معرفی می‎کنیم که مصداق خارجی و عینی در جامعه برای آن وجود ندارد، یعنی «کمبودی» را برای کودک به طور مصنوعی ایجاد می‎کنیم؛ بنابراین، با این کار عزت‌نفس (خود را در آینۀ دیگری دیدن) را در کودک از بین خواهیم برد. این مصداق دیگری از پیام‎های ضمنی است که بارت در تبلیغ ماکارونی پانزانی از آن به «ایتالیایی‌بودگی» یاد می‎کند، چون اگر عزت‌نفس از جامعه گرفته شود، ازخودبیگانگی ایجاد می‎شود و تمایلات ملی‎گرایانه در جامعه کم‎رنگ می‎شود و این امر منجر به آسیب‎های فرهنگی و اجتماعی دیگری خواهد شد.

نکتۀ مهم‎تر اینکه بحث چندفرهنگ‎گرایی آن‎طور که در غرب مطرح است در جامعۀ ما مطرح نیست، چون ما هم‎زیستی چندفرهنگی را هزاران سال تجربه کرده‎ایم، فرهنگ‎های مختلف در ایران در کنار هم زندگی ‎کرده‎اند، حتی تشکیل کشور در ابتدا از ۳ قوم ماد، فارس و پارت بوده است. در زمان اسکندر که یونانی‎ها ایران را فتح کردند، ایرانی‎ها یک دین داشتند و آن‌ها دین و خدای دیگری داشتند؛ پس از اسلام تا قرن سوم و چهارم هجری عدۀ زیادی از ایرانی‎ها زرتشتی ماندند و با مسلمان‎ها و عرب‎ها هم‎زیستی داشتند؛ پس از آن هم ترک‎ها و مغول‎ها آمدند. اختلاط جمعیتی در ایران در طول تاریخ به طور گسترده‎ای وجود داشته است، هم‌اکنون تمام این اقوام با هم هویت ایرانی را تشکیل داده‎اند و در خاک ایران به یک هم‎زیستی مسالمت‎آمیز رسیده‎اند و هنوز مسائل نژادپرستانه در حد معضل اجتماعی ظهور نکرده است. به نوعی بحث هم‎زیستی چندفرهنگی برای غربی‎ها بحثی جدیدتر است.

۴-۲ تبعیض اجتماعی

از اهداف ترویج چندفرهنگی آموزش و پرورش کثرت‎گرایی است بدین معنی که حقوق اقلیت و افراد ضعیف رعایت شود و عزت نفس این عده حفظ شود. بنابراین، زنان، کودکان، نژادهای اقلیت در کشور و غیره در حمایت قرار می‎گیرند. هدف این است که موقعیت‎ها، فرصت‎ها و حقوق به طور مساوی در بین همۀ افراد جامعه تقسیم شود؛ اقلیت‎ها بتوانند زندگی مسالمت‎آمیز داشته باشند و عقاید خود را ابراز کنند؛ و در نهایت، عدالت اجتماعی برقرار شود تا استعدادها شکوفا گردد و دانش‎آموزان با این شرایط بتوانند در جهان چندملیتی آینده جذب شده و به موفقیت‌های اقتصادی دست یابند و بتوانند از این‎ها بازرگان و مهندسان خوبی بسازند این اهداف آموزش است.[۱۰] کتاب لک‎لکی در کار نیست هم سعی در ترویج چندفرهنگ‎گرایی دارد، چون هنوز تحمل اقلیت در جوامع غربی تحقق نیافته است و معضل آن وجود دارد؛ به‌عنوان‎ مثال، در آمریکا و اروپا یکی از علل عملیات تروریستی نوعی تبعیض اجتماعی است که خودش را در این قالب نشان می‎دهد.

وقتی مهاجری یا حتی نسل دوم مهاجرین که از یک کشور فقیر به کشوری پیشرفته و غربی مهاجرت کرده و از امکاناتی که در کشور میزبان وجود دارد (مانند کیفیت درمان، مواد غذایی، آب و زندگی، رفاه و غیره) بهره‎مند می‎شود، این شخص مهاجر به چه چیزی معترض است؟ چرا برخی از آن‎ها عملیات انتحاری و تروریستی انجام می‎دهند؟ دلیل آن حتماً یک نوع از نارضایتی است که نسبت به جامعۀ میزبان دارد، او فکر می‎کند جامعه نسبت به او تبعیض روا داشته است؛ ‎به‌عنوان‎ نمونه‎ای مستدرک، در آمریکا فردی به نام «خوزه»[۱۱] که به دنبال کار بوده است با حذف یک حرف «s» از نام خود در رزومه‎اش که نامش مبدل به «جو»[۱۲] می‎شود، توانسته است تماس‎های زیادی برای کار دریافت کند.[۱۳] («خوزه» یک نام اسپانیایی است مورد استفاده در آمریکای لاتین؛ لذا بیشتر کارفرمایان آمریکایی وقتی نام خوزه را می‎دیدند رزومۀ او را حذف می‎کردند. اما وقتی که او نامش را به «جو» که نام آمریکایی است تغییر می‎دهد، آن‌گاه رزومۀ او که خوب بوده است مورد توجه قرار می‎گیرد)

ممکن است کسانی که به کشورهای غربی مسافرت کرده‎اند یا زندگی کرده‎اند، بگویند که در این کشورها با ما خوب برخورد کرده‎اند؛ این امر به خاطر آن است که از کودکی در این کشورهای تحمل دیگران و برخورد خوب با دیگران آموزش داده می‎شود و یکی از اهداف آموزش و پرورش چندفرهنگ‎گرا نیز همین است که دانش‎آموزان تربیت‌شده بتوانند تأثیر مثبت روانی بر روی دیگران بگذارند و بتوانند در جهان چندفرهنگی جذب شوند و در نتیجۀ آن بتوانند کالا یا سرویسی را که دارند به‌صورت یک ارزش معرفی کنند و بدین‎گونه قابلیت دفاع از مصالح و منافع ملی‎شان را داشته باشند؛ آنجایی که این تمرین‎ها را انجام می‎دهند، مدارس است.[۱۴] باید توجه کرد که در استخدام کردن یک نفر یا اجاره دادن خانه به او، کارفرما یا صاحب‎خانه به‌راحتی می‎تواند او را رد یا قبول کند؛ در این‎گونه موارد اتهام نژادپرستی به‌سختی قابل اثبات است. در اینجا باید به تعریف معضل که ارائه دادیم، توجه کنیم، این رفتاری نیست که اکثریت جامعه انجام دهند، رفتاری است که اقلیتی قابل ملاحظه انجام می‎دهند.

ادامه دارد....

ارجاعات:


[۱] https://www.radiozamaneh.com/۲۸۱۲۶۵

[۲] Roland Barthes Rhétorique de l'image, in Communication, n°۴, ۱۹۶۴, pp. ۴۱-۴۲

[۳] Panzani

[۴]  یک نوع پنیر ایتالیایی

[۵]  معمولاً در تبلیغات هدف ایجاد نیاز برای مخاطب است، حال اگر احساس نیاز همراه با القای کمبود در مخاطب باشد، عزت‌نفس مخاطب را تضعیف می‎‎کند؛ در این مرحله است که مخاطب «پذیرای فرهنگ دیگری» می‎‎شود.

[۶] Hans Christian Andersen, The Storks.

[۷] Damn that girl is hot, someone should stork that bitch.

[۸] "Now Philip, It's your fortieth birthday and I feel you are ready to know about the birds and the bees."

[۹] Multiculturalism

[۱۰]  برای مطالعۀ چندفرهنگ‎‎گرایی طبق تعریف IFLA/UNESCO به سایت زیر مراجعه شود:  http://www.ifla.org/node/۸۹۷۶

[۱۱] Jose

[۱۲] Joe

[۱۳] http://www.huffingtonpost.com/۲۰۱۴/۰۹/۰۲/jose-joe-job-discrimination_n_۵۷۵۳۸۸۰.html

[۱۴]  به مرجع پانوشت ۱۰ مراجعه شود یا به سایت ویکی‎‎پدیا : https://en.wikipedia.org/wiki/Multicultural_education

نظرات مخاطبان 1 1

  • ۱۳۹۵-۰۹-۰۶ ۰۸:۳۹مالک 2 4

    خوب شما با توجه به فرهنگ ایرانی در جواب کودکان کتاب تالیف کنید
                                

نظر شما